تبليغاتX
آوازه ایتالیا! اما ما ایرانیان - بعد کلی تلاش زن رسید به شئن والای خود

یک موضوعی تو سرمه که نمی دونم چه جوری باید بیان کنم که تمام جوانب را در نظر گرفته باشم در مورد مو ضوع زن در این جوامع و در جوامع اسلامیست کدوم زن به انچه می پسنده رسیده.

مردها برای حال خود زن را لخت کرده به هر درو دیواری اویزان کرده و و در گوش ان احمق خوانده که حیف نیست زیباییها هویدا نباشد ان عقل نا قص هم باور کرده حالا شده سرویس دهنده مطلق برای اقایون وحالا اقایون شدن ناز. شدن لطیف. شدن دل نازک. باید خیلی مراقبشون بود یک ریز نازشون کرد بوسشون کرد خسته نشن. می ری بیرون نباید بزاری ثانیه ای حواسش ازت پرت بشه .کس دیگه ای تو دیدش قرار نگیره برای همین باید همش اویزان سرو کله اش باشی. ازش نخوای که باهات ازدواج رسمی کنه .هیچ حق و حقوقی ازش نخوای اونوقت شاید بشه تضمین کنی که فعلا شو هر داری .اینجور که من میبینم زنها فقط حق عریان شدن می خواستند که بعضی جاها بهش رسیدن پس فعلا سرشون گرمه و با اینکه هیچ حقوق دندان گیر دیگری شامل حالشان نشده اما راضیند  و لی انهایی که هنوز در زندان پوشش به سر می برند دارند هلاک می شوند واز همه کمک می خوان .(فقط اشاره ام به خاص اینگونه افراد است )


 اینجا همه زنها مجبورند دوش بدوش مردها کار کنند حتی حضورشان خیلی پر رنگتر از مردهاست وبچه ها همه مهد کودک.صبحها وقتی میری خرید هیچ بچهای را نمی بینی اما مردها را چرا.

هر ساعت از روز هر جا بری امار زن ها بیشترند من ماندم مردها شون کجا کار می کنن راننده اتوبوس و رفتگر شبانه (هر شب ساعت ۱۲ با یک سطل زباله بزرگ که به گردن اویزان میشه کوچه ها ی باریک را تمیز میکنن )گرفته تا ...من که اینجا کار نمیکنم همه فکر میکنن حتما جویای کار هستم .بی کاری ننگ اما کار هر چی باشه احترام داره .اما ما هنوز تو ایران خیلی ها هستند که هنوز خانه دارند و خیلی ها اگر کار میکنن چون چشم حسودشون کور بشه و برای خیلیها تفریح است و حسابی براش تو درامد خانواده باز نمی شه.

 و البته ذکر این مشاغل بالا فقط از این سبب بود که همه کار را زنها می گردانند پس باید مردها با کمبود کار مواجه شوند وگرنه من خود قایل به این مو ضوع هستم که هر کار با شرافتی یک خدمت است و به ان احترام می گذارم.اما در مورد شغل رو بورس وپر درامد تن فروشی تن این سرمایه خدا دادی که با رشد علم و تکنولو‌‌ژی  و تلاش شبانه روزی بشر دوستان سود کلانی به این سرمایه تعلق گرفت ولی به شرطی که خرجش کنیم .

 به نظر من که یک نوع مرض است اما به نظر موافقین این یک شغل مشکل است که انها با فدا کردن خود اسباب رضایت نیاز مندان را فراهم می کنند ای کاش هر چه رو به جلو می رفتیم مجبور نبودیم عریان تر و بی حیا تر باشیم برای اینکه  از قافله تمدن جا نمانیم این به اصطلاح تمدن و ازادی تا پوست انسان را نکند مثل اینکه ار ضا ئ نمی شود.


  من از وقتی امدم اینجا متوجه شدم که ما ایرانیها بر خلاف لافی که از فرهنگمون می زنیم خیلی بی فرهنگیم چون خیلی راحت به هم تو هین میکنیم و یاد نگرفتیم به عقاید دیگران احترام بگذاریم دوست داریم با کودنی تمام به هر کی که با ما متفاوته بخندیمو مسخره کنیم فقط اگه دیدیم به نظر رو مد میاد به هر قیمتی خودمان را مثل اون کنیم .

این حرفها که تو این وب لاگهای فارسی  (مثل مسئله بنام حجاب )با موضعهای خاص رفت وامد میشه همه مخرب رفتار اجتماعی پسندیده هست و نوید از این میده که ما تازه داریم فاصله هامونو از تمدن و فرهنگسازی برای رسیدن به ارامش و رشدی که جوامع پیشرفته کردن بیشتر میکنیم.

جوونهامون نشستن تو ایران هی خاله زنک بازی در میارن چرا نمی تونیم بفهمیم که هر  کی میخوای باش با هر لباسی و لهجه ای فقط ادم باش عقل داشته باش نه احساس افراطی اون جور که وجدانت می گه درسته رفتار کن دنیا گلستان می شه.

مهم اصلا چادر نیست پوشش صحیح درسته اما ما همه چیز را از شور به در میکنیم مسئله حجاب فقط دینی و اخلاقیست نه حکومتی و سیاسی و اجباری.من هم با پوشش اجباری مخالفم بهتر است که هر کی خودش باشه واونطور که میپسنده لباس بپوشه اما اول ما باید احترام به یکدیگر را فرهنگ سازی کنیم و عادت نا پسند مزاحمت برای هم درست کردن را ترک کنیم. تا مردانمان هم یاد بگیرند چشم ببندند ومزاحم هر زنی نشوند مطمئن باشند اگر زنی از لباس بد و پوشش نا بجایش منظوری دارد حتما او را هم در جریان خواهد گذاشت.

اینها نیاز به سالها تلاش و اموزش و فرهنگ سازی از پایه مهد کودک برای فرزندانمان دارداما با این گفتگوهای کنونی ما نه تنها انها را لایق کشوری ازاد نمی کنیم بلکه داریم نسلی از خروس جنگیها می سازیم.    

 


امان از تلویزیون ایتالیا که هیچ وقت نمی شه راحت با خا نواده رو مبل لم داد و تما شا کردحالا خوبه پسر من کوچکه, همش مزخرف آنقدر مزخرف که نمی توانی حتی نیم ساعت بدون کانال جا به جا کردن دوام بیاری, هر بار که قصد کردم برای شنوایی زبان از برنامه ها یا فیلم سینمایی هاشان  استفاده کنم  کمی تاب می آرم  آخرش خسته از اینهمه تو هین به زن بد بخت با یک کوله بار افکار مشوش که چی داره به سر این زن مادر مرده میاد که به هر رنگی میرقصه ,خودشم که انگار نمی تونه برای خودش تصمیم بگیره .البته من نمی دانم به نظر موافقین با این برنامه ها  برای زن چه جور جایگاهی درست شده اما به نظرمن :شده بازیچه تبلیغات ,برای فروش بهتر کفش  لباس  آدامس شیر جوراب کابینت تختخواب در دیوار وام بانکی فیلم وهر چه وهر چه وهر چه ...حالم بهم می خوره نمی دونم ؟می تونی بفهمی!  با خودم فکر می کنم که فرضا تو کشور ما مدافعین حقوق زنان میگن چرا می خوان زن را به عنوان مادر و وظیفه آن را رسیدگی به امور منزل معرفی کنن ولی باز به نظر من همون هم شرف داره به این که زن را فقط یک تصویر زیبا ویک لذت آنی ویک سرگرمی برای مردان شهوتران معرفی کنن من ماندم که چرا این موقع صدای هیچ زنی در نمی آد یعنی زنها همین را می پسندند.دلم میگه ای کاش زن نبودم بعد می گه هر چی به سر زنها میآد از طمع مردهاست پس خوبه که مرد هم نیستم ای کاش... نمیدونم چی بودم که اینقده دلم آتیش نمی گرفت.  حالا با عصبانیت دوباره پناه میبرم به شبکه های جام جم این موقع است که حتی یک میزگرد ,اخبار وهر مستند درپیت را هم با ولع تماشا میکنم وراحت می توانم پسرمو تو اتاق تنها بزارم وبرم آشپزخانه و بر گردم.لابد اگه برای بعضی ها تعریف کنم میگن وای چه امل ولی واقعا من تا اینجا نبودم نمی فهمیدم چه نعمتهایی ماتو کشورمون داریم البته من همه کمبودها را هم میشناسم اما ای کاش ما فقط کمبود هامونو دست به دست هم رفع میکردیم نه اینکه برای رسیدن به رفاه  و آ زادی تو راهی بیافتیم که اینها طی کردندو حالا به قول خودشون هیچی ندارند تا دل خوشش باشند نه همسری ونه فرزندی فقط با سگهاشون روزو شب سپری میکنن ووقتی یک خانواده را میبینن تا جائیکه گردنشون می گرده چشم بهشون می دوزن و حسرت می خورند . ما از طرفی میخواهیم مثل اینا بشیم ولی هنوز هیچی نشده اگه چند تا سریال بسازند که فرضا اقایی دو زنه هست صدای همه ملتمون در می آد ولی فیلمهای اینها همه نوعی تهدیده برای خا نواده ها برای ارزش زن برای حرمت زنا شویی اما دیگه صداشون به جایی نیم رسه جون خودشون خواستند همه مرزها برداشته بشه .این میشه که هفته ای 2 زن قربانی خشم شوهرشه و روزی 1خودکشی در ایستگاههای مترو و با هر افسردگی کلی بچه مهد کودکی یا دانش آموز قربانی یک بیمار روانی میشه ,بعد کم کم نتیجه می گیرند باید آزادی ها را یک کم کمتر کرد تا هر کی نتونه سلاح نگه داره  و یا فکری برای جلوی اینهمه بارداری ها در سن پایین و...آنقدر خشونت در برنامه های کودک که من مادر هم از تماشایشان وحشت زده وعصبی میشم .ای کاش ما تو این راهی که قرار بریم به همه خوبیها برسیم نه اینکه تازه از چاله بیفتیم تو چاه . مثل اینکه هر جا باشیم با یک سری مشکلات همراهیم هیچ جا مدینه فاضله نیست فقط باید با چشمان باز خودمان راه را انتخاب کنیم هیچ کس نمی تونه برای ما بهترین انتخاب را بکنه.



Powered By
BLOGFA.COM