در احوالات کتاب و درس و امتحان

 

ترم اول سال از سپتامبر آغاز میشه بعضی درسها هم از اکتبر  تا23دسامبر که 12 روزی برای ناتال (کریسمس) تعطیلیه وبعد از هفته اول سال نو کلاسها جاری میشه تا 20 ژانویه واز ان به بعد ایام امتحانات  تا پایان فوریه طول میکشه  البته خیلی از ترمها همان دسامبر کلاسها تمام میشه ودر ژانویه فقط امتحان برگزار میشه .ترم دوم از اول مارس تا آخر می هست و ژوین و ژوئیه روزهای امتحان و پس دادن درسها فرا میرسه تا در آگوست به تعطیلات بروند ودرسهاکه به دودسته اجباری و اختیاری بین نیم سال اول ودوم تقسیم شده اند یعنی دروس خاص و مشخصی در نیمسالهای اول ارائه میشوند و به همین ترتیب برای نیم سال دوم . واحد درسها شان اگر تقریبا  5/1 برابر واحد درس مشابه در ایران است . مثلا دروس پایه 8 و 7 واحدی میباشند که در دانشگاههای ایران 4و3 واحدی هستند .  هر درس دوبار فرصت شرکت در جلسه امتحان در هر ترم دارد یعنی اگر به هر دلیلی نتوانستی در امتحانی که در ماه اول ایام امتحانات برگزارمیشه موفق بشی برای ماه دوم باید آماده شوی .واگر نه باید پاس کردن این درس را بسپاری به ایام امتحانی ترمهای بعد  نمره قبولی هم از 18 تا 30 است .درعین حال که شرکت کردن یا نکردن در کلاس به خواست خودت برمیگرده البته برای دروس آزمایشگاهی وبعضی رشته های خاص به اینصورت نیست  وشرکت کردن در کلاسها اصلا نیازی به انتخاب واحد و تدارک دیگری ندارد فقط درسهای اختیاری را باید قبلش اظهار علاقه کنی تا در صورت رسیدن به حداقل 3 نفر درخواست ارائه آن درس را از استادش بکنند.  بدین ترتیب میتوانی هر کلاسی که  اجباری به حضور نیست را انتخاب کنی و فقط در امتحانش شرکت داشته باشی  ولی به هر حال  باید  نمره قبولی را برای پاس کردن آن بگیری نمره کمتر از قبولی در کارت نمرات اصلا ثبت نمیشه و هیچ کارنامه ای در پایان ترمها وجود نداره یعنی دانشجو میتواند هر زمان ودر هر ترمی که احساس کرد در یک درس تسلط کافی داره  در امتحانش شرکت کنه ونمره آنرا به میل خود اجازه ثبت بده یا نه  ولازم است اضافه کنم که هنگام ثبت نام کارتی با مشخصات و عکس صادر میشود که جدولی در انتهایش ضمیمه شده محلی برای ذکر نام دروس گذرانده و امضا ی استاد و نمره .

 میگویند قانون بر این بوده که نمره ردی هم ثبت شود و برای شرکت در امتحان دیگر جریمه ای هم در نظر گرفته  شده اما خوشبختانه اساتید ممکنه هشدار بدهند اما عمل نمیکنند  بطوریکه حتی سر امتحان که نتوانستی خوب جوابگو باشی میتوانی اصلا برگه را تحویل ندهی . فقط این عجله در پاس کردن درس به  دانشجویانی که بخواهند سریعتر درس را تمام کنند برمیگرده ویا دانشجویانی  که مایل باشند در هر ترم اعتبار لازم را برای پذیرفتن بورس بدست آورند که برای بیشتر دانشجویان خارجی صادق است چون در غیر اینصورت خوابگاه رایگان و بورسشان را از دست میدهند و آنگاه زندگیشون به مشکلاتی برمیخوره . وگرنه برای دانشجویان مقیم که  بسته به سطح درآمدی خانواده باید برای ثبت نام در هر ترم مبلغی پرداخت کنند و نیازی به غذا و مکان ندارند میبینیم که خیلی ها عجله ای ندارند وبدون فشار به خودشان در هر ترمی 1 یا 2 امتحان میدهند و ایام را به خوشی سپری میکنند. و اما شیوه امتحانات بدین صورت است که سطح سوالات امتحانی خیلی از سطح درس سر کلاس فراتر است و سوالات کاملا مفهومی و کاربردی و عصاره هر درسه.  برای همین امتحانات  اپن بوک زیاد برگزار میشه  که البته  اکثر درسها بعد از قبولی در امتحان کتبی امتحان شفاهی هم برای تایید و ثبت نمره کتبی لازم میباشد وگاهی هم امتحانات بعضی اساتید کلا شفاهی برگزار میشود که بچه ها سعی میکنند حتی المقدور درسهایی را بگذرانند که تجربه نشان داده که امتحانات خوبی میگیرند و شفاهی نداشته باشند . به خصوص باز خارجیها تا وقتی هنوز زبانشان خوب تقویت نشده .که جلسه امتحانات شفاهی جاییست که به شدت دلت برای زبان مادریت تنگ میشه .

 

اینجا ایرانه ؟؟؟؟

 

اصلا وقت و روحیه خوبی برای نوشتن ندارم میخواستم آنقده ننویسم تا این افکار ازم دور شوند اما بد جور اینروزها تمام ساعاتم را پر کردند از کارهای روزمره ام هم ماندم. دلنگران دنبال خبرهای ایرانم .دلنگرانم که نکنه به جایی برسیم که بگیم حتی اگه تقلب هم شده بود نمیارزید...نمیدانیم که چقدر خواب راحت درامنیت داشتن شیرینه .کشورهای همسایه امان فکر کنم درس عبرته خوبی برای ما باشند. .

حماسه ملی حضور میلیونی  شکوه عظمت قدرت دموکراسی همه در یک چشم برهم زدنی به آتیش کشیده شد بعد کشته و زخمی اما تا کجا میخواهیم پیش بریم میدانیم قیمت آرامش چقدر ه میدانیم بهای سر و سامان دادن چیه ؟

ای کاش راه کلام راه گفتگو را نمی بستیم تا همه میتونستن به جای شمشیر به کمر بستن عقل خود را به کار میبستیم  تا خوب کلام بگوییم تا خوب متقاعد کنیم  .توی تمام شبکه ها ی خارجی چه بین المللی وچه داخلیهاشون خبر ها ی آشوبی که در ایران به پا شده اولین بخش خبری را به خود اختصاص داده آره حالا ما جای پاکستان و افغانستان و عراق را گرفتیم من ننگم میشه این تصاویر را ببینم و بشنوم  این تماسها و این دست به دامان این شبکه ها شدنها . نمیدانم مردم ایران فکر میکنند این از ایران فرار کرده ها میتوانند کاری برای فردای ایران بکنند ما هم میشیم مثل بقیه کشورها ی منطقه که در هر کدام به بهانه ای هر روز آشوب و ما هم میخواهیم مثل انها  دیگر رنگ ارامش را نبینیم فکر نمیکنیم این موضوعاتی که این شبکه ها با دامن زدن بهشان یک سری ادم را شیر میکنند برای اینکه هر روز تو خیابانها بریزند فقط راه بی سرو سامان کردن ایرانیان است اینها هیچ وقت نه توان و نه برنامه ای برای برگرداندن به آرامش دارند اینها فقط  بهم زدن امنیت در ایران را  بلدند  نه برگشت ان مگه در بقیه جاها کاری کردند مثل اینکه ما خوشی زده بود زیر دلمان  . اگر پاسخ گویی در رسانه های داخل به وقت و مناسب بود اگر رفع شبهه ها به موقع انجام میشد  فرضیه  های تقلب این قده روی هم انباشته نمیشد  که باور غیر از ان برای طرفداران اقای میرحسین ناممکن شود .  این شبکه ها  یک سمت را میگیرند و پرو بال میدهند شبکه های ایران هم سمت دیگر  بله یک طرفه به قاضی رفتن حتما خوشایند تره .

منم تا چند روز هنگ کرده بودم و تعجب . اما نباید حالا که بازار دروغ گویی ومتهم کردن داغه همه  مشتری بشیم  اگر کاندیدای مقبول من میدانست که حقی میخواهد ضایع شود چرا زودتر پیش گیری نکرد چرا با حضور ناظاران این احتمال را کم نکرد چرا موقع رای گیری تمام سعی خودشان را برای مبارزه با موانع پیروزیشان نکردند ایا حالا شهامت پذیرفتن شکست را ندارند .

 من با پرس جو از اطراف ایران متوجه شدم که میزان علاقه مردم به وضع حاکم همین قدر بوده که در صندوقها ریخته شده تمام ایرانیان حق انتخاب داشتند درهمه شهرها و روستاها و باید بدانیم که هیچ کس به اندازه دولت حاکم به خصوص این  دولت با سفرها یمداومشان بر قلبهای انها حاکم نبوده وباید بدانیم که مسلم که تبلیغات کاندیداهای دیگر هر قدر هم وسیع باشد به آن اندازه نمیشود برای همین است که در اکثر موارد مردم رییس جمهور حاکم  را برای دوره  بعد نیز بهترین انتخاب میدانند چون باتوجه به خدماتی که هر رییس جمهور با نگاه به آینده و انتخابات دوره بعد ارائه میدهد این امر طبیعیست  این نه تنها بر کشور ما حاکم است در کشورها ی دیگر هم  کموبیش همین طور است .چرا نباید چشم ها را باز کرد و با دلیل و منطق به حق خود رسید اگر کاندیدای مورد علاقه من سکوت نمیکرد و با گفتگو به مبارزه میرفت و دلایلی اساسی مبنی بر تقلب میاورد و برای رسیدن به حقش مردم را سپر بلا نمیکرد به خصوص حالا که کار به اینجا رسیده.  اونموقع اگر میخواست تا طرفدارانش با حضور خودشان از او حمایت کنند من تا پای جانم برای رسیدن به حقیقت میایستادم  اما حالا که من جز بیانیه هایی که فقط انواع توهین ها و خطرها برای هموطنانم به ارمغان آورده و علاوه بر آن باعث ریختن آبروی کشورم شده و چهره کشورم را بیش ازبیش به افتضاح کشیده نشنیدم و ندیدم که بخواهم دفاعی بکنم .دموکراسی یعنی همین همه حق انتخاب داشتن نه فقط من و یک عده اطرافیانم که مثل من فکر میکردند که من بتونم ادعا کنم که حتما ما برنده ی میدانیم. حق ما همین مقدار 14 ملیون بوده باید بپذیریم مگر اینکه مدرک دیگری داشته باشیم .

 پیوشت۱ : دوستان عزیزم که در پست قبلی برام پیام گذاشته بودند چون اون پست حذف شد پیامهایی که برام در مورد موضوع گذاشته بودین به این پست آوردم .

 پینوشت ۲:ازدوستان عزیزم که برای اطلاع من مطالبی را ذکر کردند ممنونم ولی واقعا هیچ کدوممون نمیدانیم چی حقیقت ! مطلبی که این روزها برام عجیب هویدا شده این جمله ای است که بارها شنیده بودم که میگفتند  بازی سیاست خیلی پیچیده است .امیدوارم همه چیز به نفع مردم تمام بشه ومردم خام سیاست هیچ قدرتی نشند . البته منظورم سیاستهای خارجی نیست چون من هم قبول دارم که این جنبشها مردمی هستند اما به دلیل خبررسانیهای ضعیف و یک طرفه تلویزیون ایرانه که به دست این خارجیها میفته .