مژده ای دل که مسیحا ...
با همه اینها عاشقشم برای دیدن روی ماهش لحظه شماری میکنم ,هیچ تصویری ازش در ذهنم نمیتونم بسازم . با جنب وجوشی که داره دایما بهم میگه که من هستم و مواظبم باش .
متاسفانه بعضی مسایل با زندگی گره خوردن و بعضی هم ناخواسته به خواست خدا رخ میده و قلب را آزرده میکنه که روبرو نشدن با آنها اجتناب ناپذیره ,همه اینها منو دلنگران کرده و از اینکه نتونسته باشم براش محیطی آرام فراهم کنم ,شرمنده این موجود کوچولو هستم.
نمیدانم وقتی ببینمش باید بهش چی بگم دلم براش خیلی تنگ شده . با هر اسمی صداش میکنم برام دست تکان میده خیلی خوش خلقه . دوستش دارم یک عالمه بد جوری منتظرشم .داداشیشم خیلی چشم انتظارشه .
ای کاش دلهره های اینروزهای آخر هم از من دور میشد وراحتم میگذاشت و اجازه میداد شبها راحت بخوابم .اما مثل اینکه تجربه اول به دلیل ندانستن خیلی باید ها و نباید ها برام راحتتر بود وخیلی راحت به پزشکم اعتماد کردم اما حالا واقعا دستپاچه ام و مشکوککککک.![]()
برای همه کوچولوهای نازنین و مامانهای مهربانشان که در حال سپری کردن این مراحل هستند آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم روزهایشان شیرین سپری بشه .
PIAZZA DE FERRARI