"فارغ المهد" شدن پسرک من

امروز دوم ماه جون روز جمهوری ایتالیا هست و یکی از تعطیلات رسمی در تقویمشان .

دیشب به پاس زحمتهای سه ساله ای که مربیان مهد برای بچه هایی که دیگه  امسال" فارغ المهد" می شوند مربیان از طرف اولیای این شاگردان به رستوران دعوت شده بودند به صرف پیتزا و مخلفات و نوشیدنی .

یاد مراسمهای روز معلم خودمان افتادم که این سالهای اخیر مرسوم شده بود در ایران که به مناسبت روز معلم مدیر مدرسه چنین مهمانی ترتیب میداد. ولی اینجا در این مهمانی  ماخانواده های این شاگردان به اتفاق مربیان شب را با هم گذراندیم و در پایان به جز مربیان بقیه کل هزینه را بین هم به تساوی تقسیم کردند و پرداختند. واین شد هدیه ای به یاد ماندنی برای آنها .

ودیگر قدردانی که البته اینبار از طرف کل شاگردان حاضر در مهد صورت میگیرد هدیه ای هست که با سهیم شدن همه اولیا برای تک تک مربیان خریداری میشه ودر مهمانیی به مناسبت سال نو میلادی به آنها تقدیم میشه .ولی روزی به مناسبت روز معلم در تقویمشان نیست برام جالب بود که ما درایران همیشه میشنیدیم که معلم در تمام دنیا ارزش ویژه داره و... اما اینجا وقتی من مطرح کردم که ما روزی به نام روز معلم داریم آه از نهادشان برآمد که خوش به حال معلمان ایران اینجا هیچ قدر دانی از معلم نمیشود و از کمترین حقوق بر خوردار است و غیره و مربیان مهد میگویند باز برای ما خیلی بهتر است چون حداقل مورد مهر و محبت لطیف این بچه ها قرار میگیریم و لی هیچ وقت فکر اشتغال در مقاطع بالاتر حتی دبستان را هم نمیکنیم . 

خاطراتی از مدیران مدارسی که درشان اشتغال داشتم برام زنده شد که متاسفانه هیچ کدامشان برایم خوشآیند نبود تا بخواهم دعای خیری بدرقه راهشان کنم اما همکاران و دوستان نازنینی داشتم ودارم که امیدوارم همیشه سلامت باشند و خدا صبرشان دهد تا بتوانند به انجام این وظیفه خطیر همیشه پر انرژی ادامه دهند.



آسمان را گفتم
می توانی آیا
بهر یک لحظه خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم


مادر! وجود تو خونِ حیات در رگ من است. بی تو، گلی بی برگ، شمعی بی شعله، کویری سوزناک، خنده ای بی صدا، زنده ای بی روح و سرانجام، نقطه ای بی نشان در دریای پر تلاطم زندگی ام هستم. 

مادرم،ای عزیز تر از جانم، روزت مبارک