دوست دارم یک سلام و احوال پرسی حسابی با دوستان وبلاگیم داشته باشم .اونقده دلم تنگ شده برای روزهایی که اهل برو بیا به این خانه بودم .چقدر انس گرفته بودم به همه , اونقدی که اونموقع تمام دلتنگی هام را از بین میبرد و حالا هم بی خبری ازشون داره آزارم میده .

ولی واقعا سخته دیگه که وقت پیدا کنم و خوش شانس باشم که بتونم تو اون وقت اضافه از دست بچه ها فرار کنم و دست به لب تابم  ببرم .بچه ها اونقده باهوشن که دخترم حتی با سن کمش فهمیده که موبایل و لب تاب براش هوو هستن  اصلا دست به این ها ببرم  سریع به سمتم حمله ور میشه .

تدریس اینروزها خیلی سخت شده و وقت گیر خیلی انرژی ام را میگیره و ته مانده انرژی ام میمونه برای بچه هام  .هر بار حرفی از وبلاگ میشه احساس میکنم یک دوستهایی داشتم که خیلی وقته ندیدمشان وفکر میکنم چقدر بی وفایی کردم که سراغشان نرفتم .امیدوارم همه دوستان نازم هر جا هستن شاد و سلامت باشن و اگر باز هم سراغ وبلاگ من اومدن بازم مثل اونروزها با پیامی دل من شاد کنند .