بازگشت همه به سوی اوست
روز یازدهم خرداد سال نودو یک رسید تا برای من یک روز تاریک وغم انگیز را رقم بزنه لعنت به هر چه فراق و جدایی, پدرم , رفتی تا به من بچشانی در نبود من چه دردی را تحمل میکردی.نازنین پدرم من فدای قلب مهربانت که نگذاشت حتی یک بار شکایتی را بر زبان آوری تا من بدانم که در وجود نازنینت در نبود من چه میگذرد .اما قلب من به مهربانی و بزرگی قلب تو نیست تا راضی باشد به رضای او , من نا آرامم و شکایت دارم از زمین و زمان که مرا از دیدن دوباره و شنیدن دوباره تو محروم کرده تنها دلخوشی ام اینست که کنارت بودم و چند ماهی بود که از نعمت کنار تو بودن برخوردار بودم پدرم تو به موفقیت وشاد زیستن من راضی بودی اما به چه قیمتی به قیمت از دست دادن ذره ذره سلامتی خودت .بابای گلم مرا ببخش و مثل همیشه نگاه پر از دعای خود را بدرقه زندگی من کن .از روزی که رفتی تمام ثانیه هایم شده پر از حسرت ای کاش بودی تا دلداریم میدادی ای فرشته محبوب من .

پدر نازنینم تو چه جواهری بودی که هر کی از هر جا رفتنت را میشنود میگوید او برای این دنیا زیاد بود بهشتی بود و باید میرفت یاد خوبیهایت میکنند و دل ما را بیشتر دلتنگت میکنند . بله شما رفتید به جایی که پر بگشایی و از قفس تن آزاد شوی اما ما با خاطراتت و با دوریت چطور بی تابی نکنیم .
PIAZZA DE FERRARI