بازمی آید به گوش بانگ زنگ مدرسه
مدتی بود که تحت تاثیر تبلیغات فکر میکرد مرد عنکبوتی شدن یک شغل خوبه , آینده درخشان خودش را در این میدید که یک مرد عنکبوتی بشه اماحالا به قول خودش تصمیمش را گرفته ومیگه میخوام دکتر دل بشم میگه آخه آدم هر مریضی بخواد بشه اولش دل درد میگیره . به رادیو تراپی و درمان بیماری های سخت خیلی علاقه داره از بس کنار دست من نشسته و از من در مورد کتابها و مطالبی که میخونم سوال کرده به این علم اشتیاق زیادی پیدا کرده .
واقعا نمیدونم چه آینده ای در انتظارشه ولی من و باباییش تا جایی که میتونم و در توانمون هست براش تلاش میکنم تا تمام پتانسیلهای نهفته در وجودش شکوفا بشه تا بخوبی بتونه بهترینش را رشد بده تا با موفقیت دوره های زندگیش را بگذرونه وهم از خدای مهربانمان میخوام تا تمام آرزوهامون را برآورده کنه . انگار همین چند سال پیش بود که تو حیاط خونمون مامانم من و خواهرم را از زیر قرآن رد کرد و منو سپرد به خواهرم که از من بزرگتر بود از اون روز تا الان همیشه مشوق من برای درس خواندن بوده و هست و چقدر ملاحظات را کرد به خاطر اینکه تمام وقت و زمانش حتی مهمان رفتن و آمدن را با برنامه های درسی ما هماهنگ کنه همیشه میگفت اولویت برای من درس شماست و نتیجه ای که شما میگیرید برای من شیرین ترین محصوله . خدای من حالا منم مادرم , مادر یک پسر دوست داشتنی که تمام این لحظات غربت کنار من و همدم من بوده حتی وقتی که باباش نبوده چون ارتباط فرزند و مادر فرای بقیه ارتباطاته و به خاطر نیازهایی هم که داره جزو لاینفک یک مادر میشه حتی وقتی پدر به هر دلیلی نباشه فرزند در کنار مادرش میمونه و توانایی جدا شدن نداره به همین دلیله که میگم خیلی تحملم کرده , مثل همان کاری که مادرم سالها برای من کرد تو این سالهای آخر پسرک من کرد, ساعات بازی و پارک رفتن هاشو با من هماهنگ کرد و در تمام مدت امتحانات و وقتی فشار کار من زیاد بوده پارک و گردش رفتنهاشو تعطیل کرده و طاقت آورده و با گذشتن هر امتحان من با من شادی کرده و وقتی فکر میکنم میبینم طفلکم تمام دغدغه اش این سالها درس و دانشگاه وکار من و باباش بوده وحق داره که کمی از مدرسه و درس و کتاب شاکی باشه . امیدوارم بتونیم براش آنچه که صلاحش هست مهیا کنیم و در موفقیتهاش سهیم باشیم و کمک .
اول مهر هم نزدیکه خیلی از مادر ها در شرایط من هستند برای همه آرزوی روزهای خوب میکنم و امیدوارم فرزندانمان در سایه لطف پروردگارمان بمانند.
پینوشت : دوستای خوبم که برای من پیغام میگذارن و از من میخواهند پاسخشان را با ایمیل براشون بدم واقعا اینکار برای من وقت گیره البته تا الان نه ایمیلی و نه پیغامی را بی پاسخ نگذاشتم ولی اگه جواب سوالاتشان را از بین پستهای من جستجو کنند که من دوباره نخوام شخصا اطلاعات بدم ممنون میشم و یا برای پاسخشان همین جا پیام عمومی بگذارند تا من بتونم در پایان پیامشان پاسخ بدم ممنون میشم .من واقعا خوشحال میشم بتونم کمک هر چند کوچکی از دستم بر بیاد برای هموطنانم وبرای همه اشان امید موفقیت دارم .
غذا غذا غذای ایتالیایی
ملانزانا پارمیجانا (بادمجان وپنیر پارمیجان ) یک غذای دوست داشتنی ایتالیایی هاست که به ذائقه ما هم لذیذه .
1-بادمجان دلمه ای را حلقه حلقه با پوست سرخ میکنیم .
2-پیازداغ آماده کرده اگه دوست داشته باشیم یک حبه سیر هم سرخ میکنیم و ادویه غذا را هم اضافه کرده.
3-گوجه خورد شده را به پیاز داغ در ماهی تابه اضافه میکنیم و صبر میکنیم تا آبش گرفته و سرخ شود و نمک هم در نهایت می افزاییم.
4- سپس داخل یک ظرف مناسب که قابل حرارت دادن باشه یا اگر مخصوص مهمان نیست و تعویض کردن و بهم خوردن فرم غذا برامون مهم نیست داخل همان ماهی تابه یک لایه از سسی که اماده شده میریزیم وروش بادمجانها را یک لایه میچینیم و دوباره برای مزه دار کردنش یک مقدار سس را اضافه میکنیم و پنیر ورقه ورقه موتزارلا میچنیم و دوباره یک لایه بادمجان و یا لایه سس و ورقه های متزارلا و در نهایت پنیر رنده شده پارمیجان را کاملا روش میپاچیم که رنگ سفید و گاها قرمزی گوجه ها به غذامون زیبایی خاصی بده .
5- حالا ظرف غذای آماده شده را فقط قبل از سرو 10 تا 15 دقیقه نیازه که حرارت بدیم به اندازه ای که پنیرهاش آب بشه و اگر احیانا غذا آب انداخته باشه اون آب تا حد ممکن بخار شده و غذا شکل خوب بگیره .( نوع وسیله اصلا مهم نیست ما فقط میخواهیم بعد از چیدن غذا داخل ظرفی که میخواهیم سر میز سرو کنیم چند دقیقه حرارتش بدیم میشه اجاق گاز باشه یا فر ویا ماکرو )
6 - سر میز بعد از برش دادن با نون تازه صرف میشه و بی نهایت لذیذه .البته که با پنیراصل ایتالیایی متزارلا و پارمیجانا طعمش فوق العاده است .
PIAZZA DE FERRARI