اعتقادات دینی کی ما را رها کردند
دیروز با یک دختر مراکشی آشنا شدم که روحیه اش متفاوت از بقیه اشان بود تقریبا به ۴ زبان توانایی گفتگو داره اسمش آسیه است اینجا ریاضی کاربردی می خونه.
آسیه با شنیدن اعتقادات من تعجب کرده و می گفت من ندیدم تا حالا ایرانی مقید حتی آنهایی که گاهی من باهاشون آشنا شدم اعتقادشون به خدا را هم منکر می شدن من همیشه فکر می کردم که چه جوری این همه آدم همه به خاطر قوانین یک کشور مجبور به رعایت احکام دینی هستند در صورتی که اعتقادی ندارند من در جواب گفتم در هر کشوری هر جور آدمی پیدا میشه درایران هم افرادی هستند که عشقشون به ایران فقط به خاطر همین قوانین است واحساس راحتی میکنن برای همین هیچ وقت ایران را ترک نمی کنن که شما در این کشورها نمی بینینشان.
و بعضی دیگر با همان اعتقاد نداشته اشان کلی نذر می کنن که کار سفرشان به کشوری دیگر جور شود گروهی با قابلیتهاشون به چنگ این کشورها می افتند و البته با اغوش باز استقبال می کنن او می گفت من عربهای زیادی میشناسم که حجاب ندارند اما به سایر واجبات پا بند هستند من هم گفتم ایرانیها هم خیلی ها خواهان ازادی در مسئله حجاب هستند اما با بقیه قسمتهای دین هم دیگه وقتی شکایت شروع میشه هر چی اسلام ستیزان به خوردشان می دهند را بدون تحقیق و فیلتر گذاری خالی می کنن .واقعا چند در صد ما دینمان را می شناسیم؟
البته دین گریزی فقط برای اسلام نیست اینها هم دل خوشی از مسیحیت ندارند عده قلیلی اهل کلیسا هستند اما تبلیغات دین مسیح در سراسر جهان اشتغال زایی فراوانی کرده همان طور که تعداد کثیر شبکه های ماهوارهاشان را می بینیم ونا گفته نماند که خرافات و آیین های بی اساس به گفته اینها منو متوجه کرد که واقعا مبلغان دین اسلام این تشریفاتو این همه حاشیه برای دینداری رعایت نمی کنن وما ها اینقده شاکی هستیم اما هر چیزی که بیگانه ها داشته باشند برامون به به است .از قبیل رفتارهای بوسیدن دست پاپ ها و تبرک گرفتن از انها موضوعیست که ما در دین اسلام اگر معادلش را یافت کنیم کلی مو ضع گرفته و چرا وچرا می گوییم.
PIAZZA DE FERRARI