یادش به خیر ساخت وبلاگ و اولین ارتباطهای مجازی و اولین دوستهای غریبه .

اما حالا وایبر را هم پشت سر گذاشتیم تلگرام رسیده به  ساخت کانال و اوووه چه همه حجم اطلاعاتی ه جابه جا میشه و هر کی واسه خودش کارشناسی شده .چند وقت پیش هیچ مطلب به درد بخوری به زبان فارسی تو اینترنت پیدا نمیکردیم اما حالا حتی بهت میگه شام چی بپزی و .....

نمیدانم باید خوشحال باشم یا غمگین .

اما فعلا حالم خوبه که به یاد اونروزهای تنهایی که به امید خوانده شدنم از طرف دوستای نازنینم هر شب این صفحه را باز میکردم و مینوشتم و هر پیامی که میرسید مثل مهمانی بود که قدم به منزل من میگذاشت و خوشحالم میکرد و بعد ساعتها به وبلاگهای دوستام به مهمانی میرفتم و احساسشان را میخوامندم و با آنها می خندیدم و گاهی گریه میکردم .

روزگار رو دور تند افتاده و ما سراسیمه به دنبالش دوان دوانیم و مراقب که نیفتیم و زخمی نشویم وای از این همه عجله که وقت استراحتمان را هم کوتاه و کوتاهتر میکنه . دست حق همراهمان باشد وبس .