یک موضوعی تو سرمه که نمی دونم چه جوری باید بیان کنم که تمام جوانب را در نظر گرفته باشم در مورد مو ضوع زن در این جوامع و در جوامع اسلامیست کدوم زن به انچه می پسنده رسیده.

مردها برای حال خود زن را لخت کرده به هر درو دیواری اویزان کرده و و در گوش ان احمق خوانده که حیف نیست زیباییها هویدا نباشد ان عقل نا قص هم باور کرده حالا شده سرویس دهنده مطلق برای اقایون وحالا اقایون شدن ناز. شدن لطیف. شدن دل نازک. باید خیلی مراقبشون بود یک ریز نازشون کرد بوسشون کرد خسته نشن. می ری بیرون نباید بزاری ثانیه ای حواسش ازت پرت بشه .کس دیگه ای تو دیدش قرار نگیره برای همین باید همش اویزان سرو کله اش باشی. ازش نخوای که باهات ازدواج رسمی کنه .هیچ حق و حقوقی ازش نخوای اونوقت شاید بشه تضمین کنی که فعلا شو هر داری .اینجور که من میبینم زنها فقط حق عریان شدن می خواستند که بعضی جاها بهش رسیدن پس فعلا سرشون گرمه و با اینکه هیچ حقوق دندان گیر دیگری شامل حالشان نشده اما راضیند  و لی انهایی که هنوز در زندان پوشش به سر می برند دارند هلاک می شوند واز همه کمک می خوان .(فقط اشاره ام به خاص اینگونه افراد است )

اما در مورد شغل رو بورس وپر درآمد تن فروشی تن این سرمایه خدا دادی که با رشد علم و تکنولو‌‌ژی  و تلاش شبانه روزی بشر دوستان ,سود کلانی به این سرمایه تعلق گرفت ولی به شرطی که خرجش کنیم .

 به نظر من  یک نوع مرض است اما به نظر موافقین, این یک شغل مشکل است که آنها با فدا کردن خود اسباب رضایت نیاز مندان به این نیاز را فراهم می کنند. والبته خیلی ر درآمد وراهی سریع برای رسیدن به ماشین و خانه عالی خیلی خوبه نه !بنده های خدا از تمام نعمتهای خدا برای امرار معاش استفاده میکنند این یعنی کفران نعمت نکردن. ای کاش هر چه رو به جلو می رفتیم مجبور نبودیم عریان تر و بی حیا تر باشیم برای اینکه  از قافله تمدن جا نمانیم .

این به اصطلاح تمدن و آزادی تا پوست انسان را نکند مثل اینکه ار ضا ئ نمی شود.