ای ساربان آهسته ران
همیشه اونچه ما تصور میکنیم وانچه از سرنوشت انتظار داریم رخ نمیده و چه بسا آنچه در دل او میگذشت رهایی جسمش از این بستر بود و خسته از انواع مزاحمتهایی که این مدت به واسطه انواع تجهیزات پزشکی به جسمش وارد شده بود به هر حال طاقت نیاورد و برای ما صبر نکرد وانگار او هم انتظار فرج از نیمه خرداد می کشید وما با خبر غم انگیز درگذشتش واینبار با رخت عزا عازم ایران شدیم و برای همیشه از درک وجود یکی از عزیزانمان برای همیشه محروم شدیم.تجربه سنگینی بود بار سفر را غمگین بستن بسیار سنگین بود امیدوارم دیگر نه برای ما ونه برای هیچ کس دیگری پیش نیاید .
متاسفانه به هیچ وجه نمیتونم خاکسپاری یک عزیز را بپذیرم و ساده از کنارش بگذرم همیشه در گوشه ذهنم اون صحنه ها باقی میماند تا در یک لحظه فراقت از کارهای روزانه باز به سراغم آید و اشکانم را جاری کند و از ترس خروارها خاک تپش قلب پیدا میکنم و باز از خدا التماس میکنم که پروردگار مهربانم عزیزانم را برایم حفظ کن و به ما فرصت بده تا حق فرزندی را برایشان به جا آوریم و نگذار هیچ پدر مادری در چشم انتظاری فرزندانشان چشم از این جهان فرو بندند این دعا را در حق همه میکنم و امیدوارم خداوند استجابت کند .
روح تمام رفتگان شاد و امیدوارم همگی از کرامت و رحمت بی دریغ آفریدگارشان بهره مند باشند .
عجب رسمیه
رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه
کجاست اون کوچه
چی شد اون خونه
آدماش کجان خدا میدونه
***
بوته یاس باباجون هنوز گوشه باغچه توی گلدونه
عطرش پیچیده تا هفت تا خونه
خودش کجاهاس خدا میدونه
میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون بجا میمونه
PIAZZA DE FERRARI